۱۳۹۲ مرداد ۲۸, دوشنبه

شب میلاد - 1

یک روز با مردی که لباس پاره و مدرسی به تن داشت در رستوران نشسته بودم. ظاهر مرد نشان می داد که زجر زیادی دیده و رنج بسیار کشیده است. پوست صورتش چنان کشیده شده بود که انگار استخوان ها می خواستند از آن بیرون بزنند.



via صدای روسیه, خبرها

http://persian.ruvr.ru/radio_broadcast/6871309/115961281.html

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر